مرتضى راوندى

759

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

جمعيت از نظر اقتصادى ، جمعيت هر جامعه به دو گروه عمدهء فعال و غيرفعال تقسيم مىشود : جمعيت فعال ، شامل كليه افراد متشكل از زنان و مردان داراى سن فعاليت يا بطور كلى جمعيت آمادهء فعاليت و توليد محصول و درآمد ثروت است ؛ اعم از اين‌كه به كار اشتغال داشته و در توليد شركت كنند يا بعلل اقتصادى ، وقتى بطور موقت يا دائم ، بيكار بمانند . جمعيت داراى سن فعاليت ، همان بزرگسالان داراى سن بين 15 تا 65 سال است ، اما در كشورهاى پيشرفته كه تعليمات اجبارى تا 16 يا حتى گاهى تا 18 سالگى ادامه دارد ، سن آغاز فعاليت از 16 يا 18 سالگى آغاز مىشود . و از جانب ديگر در اين كشورها . بتدريج ، سن بازنشستگى يا پايان فعاليت ، به 60 سالگى تقليل مىيابد . جمعيت فعال شاغل ، شامل آن عده از جمعيت فعال مىشود كه به كار و فعاليت اقتصادى اشتغال دارند . از اين عده ، بعضى در چارچوب مؤسسات مختلف ، به حساب كارفرمايان ، كار مىكنند و بعضى ديگر از قبيل پيشه‌وران و صاحبان مشاغل آزاد ( مثل وكلاى دادگسترى ، و پزشكان و غير آن ) مستقلا و به حساب خود ، فعاليت مىكنند . گروه اول ، مزد و حقوق‌بگيران و گروه دوم ، كاركنان مستقل يا صاحبان مشاغل آزاد را در جمعيت فعال شاغل تشكيل مىدهند ، و يا در مؤسسات بعنوان كارآموز بدون مزد ، به كار اشتغال دارند . كاركنان به دو گروه كلى ديگر يعنى كاركنان ساده و كاركنان حرفه‌اى تقسيم مىشوند . در ايران ، مادهء 22 قانون كار ( مصوب 26 اسفند 1337 ) كاركنان را از نظر شغلى و مهارت و تخصص ، به شش طبقه كارگر ساده ، كارگر درجه سه ، كارگر درجه دو ، كارگر درجه يك ، استادكار ، و سراستادكار تقسيم نموده است . سازمان بين المللى كار بجاى گروههاى بالا كارگران را به كارگران ساده ، نيمه‌ماهر ، ماهر ، استادكار ، صنعتگران ، تكنيسينها و متخصصان تقسيم كرده است . رونق اقتصادى : بطور كلى ، وقتى كميتهاى اقتصادى اعم از كميتهاى « حقيقى » از قبيل سطح اشتغال ، عوامل توليد يعنى سرمايه ، زمين ، نيروى انسانى و ميزان معاملات سطح توليد ، مصرف و سرمايه‌گذاريها ، همچنين كميتهاى « پولى » مثل بهاى عوامل توليد و بنابراين درآمدها ، قيمت محصولات ، مقدار و سرعت گردش پول ، سطح اعتبارات و ميزان معاملات روى محصولات و اوراق و اسناد بهادار ، روى به افزايش گذاشته و جهت صعودى پيدا كنند ، مىگويند اقتصاد جامعه سير رونق را مىگذراند . اگر در جامعه‌اى ، عوامل توليد ، يعنى سرمايه ، زمين و نيروى انسانى ، استعمال نشده و به مقدار قابل ملاحظه‌اى وجود داشته باشد ، چون كليهء منابع و امكانات جامعه به كار گرفته نشده و بين كل منابع جامعه و استعمال آنها اختلاف و عدم تعادلى وجود دارد ، مىتوان گفت كه رونق اقتصادى وجود ندارد . در جريان رونق اقتصادى ، تمام نيروهاى فعال و بيكار جامعه ، بويژه نيروى انسانى ، در شرايط مطلوبى به كار گرفته مىشوند . همانطور كه قبلا ديديم ، در هر جامعه ، هميشه قسمتى از نيروى انسانى موجود يا صحيحتر بگوييم ، عده‌اى از جمعيت فعال ، مثل جوانان عليل و